یکشنبه بیست و دوم آبان 1384
قسم؟؟؟
«ماست پلو» غذايي است که تهيه آن بسيار آسان است. به ميزان دلخواه ماست را با قاشق بر روی برنج خود می ريزيم و بعد هم می زنيم و نوش جان می کنيم. ماست پلو غذای راحت الحلقومی است که می توان آن را با کمترين جويدن، به سرعت خورد؛ بدون آن که اين تند خوردن عوارض مهمی داشته باشد. اما هدف از اين نوشتار آموزش آشپزی يا تبليغ نوعی غذای مازندرانی نيست. غرض از اين نوشتار ضرب المثلی مازندرانی است که اين غذا در آن به کار می رود. سؤال «مگر خدا ماست پلو است؟» خطاب به کسانی گفته می شود که به راحتی خوردن همين غذا قسم می خورند.
حکايتی است از عبيد زاکانی که از شيطان پرسيدند از خلايق چه کسان را بيشتر دوست داری؟ گفت: دلالان را! چون من به دروغ گفتن از آنان راضی بودم، ولی آنان قسم دروغ هم به آن افزودند. از سوی ديگر روايت شده است که حضرت امام سجاد (ع) مهريه يکی از همسرانش را دادند، ولی چون اثبات آن در نزد قاضی بر قسم خوردن ايشان موقوف شده بود، آن مبلغ را دوباره پرداخت کردند؛ اما حرمت قسم را نگاهداشتند و حاضر به قسم خوردن نشدند. حال ما شيعيان چه می کنيم؟ در زندگی روزمره بسيار می بينيم که اشخاص برای تأييد سخنان خود برای مخاطبان، قسمها می خورند؛ اما آن چه باعث نوشتن اين مطالب شد، شنيدن قسم بی مورد از مجری شبکه سه (برنامه جزر و مد روز جمعه 6/8/1384) و مجری يا يکی از مدعوین شبکه پنج (برنامه بازارچه خيريه روز يکشنبه 8/8/1384) صدا و سيما است که مشتی از خروار جامعه ما را نشان می دهد. آيا مسئولان صدا و سيما برای فرهنگ سازی يک «معروف» در اين باره بويژه به مجريان برنامه های زنده چيزی گوشزد می کنند؟ آيا بهتر نيست که همه ما پس از يک ماه روزه داری و بازگشت به فطرت در عید سعید فطر، سنت نيکوی حرمت نگهداشتن مقدسات را در سخنان مان نيز به کار بنديم؛ برای حرف خود ارزش قايل شويم و دست کم از اين پس بيهوده حرمت قسم را نشکنيم؟

