سه شنبه پانزدهم شهریور 1384
ایران و یونان 1
علی رغم اين پيشينه، ميزان توجه و تعصب مردم ايران و يونان به گذشته خود متفاوت است. تعصب شديد يونانيان به فرهنگ و تمئن و مليت خود، در کنار ديگر عوامل، سبب گرديد که ميراث علمی و فرهنگی يونان به ميراثی برای همة اروپاييان و سپس جهان غرب تبديل گردد؛ دستاوردهای فرهنگی گذشته يونان موضوعی برای انديشه ها و هنرهای امروزی دنيای غرب گرديد؛ درباره انديشه و تفکر انديشمندانی چون افلاطون، ارسطو و ... پژوهشهای علمی زيادی انجام شد، فيلمهای سينمايی و کارتونی بسياری چون اسپارتاکوس، آشيل، اسکندر، گلادياتور، هرکول و ... ساخته شد (و علی رغم غلو آميز بودن و دروغين بودن بعضی از آنها از صدا و سيمای ايران نيز به صورت تکراری پخش شده و می شود) شهر آتلانتيس نايافته ناکجا آباد و رؤيايی معرفی شد که همة اينها بيانگر تعصب و علاقه وافر مردم يونان به پيشينه خود در طول تاريخ بوده است. در حالی که ايرانيان علی رغم غيرت ملی ـ همان گونه که هرودوت، مورخ يونان باستان در کتاب تاريخی خود آورده است ـ مردمی بی تعصب و بی توجه نسبت به عناصر و آثار فرهنگی و تمدنی خود بوده و هستند؛ به عنوان نمونه ايرانيان به جای واژة «درِ» فارسی از معرب آن يعنی «درب» استفاده می کنند و از حکيم بزرگ تاريخ باستان خود، «بزرگمهر» با نام معرب و نامأنوس «بوذرجمهر» ياد می کنند؛ عده ای از ما نام کوروش و کمبوجيه و ... را فراموش کرده و نام لاتين شده آن يعنی سيروس و کامبيز و ... را بر فرزندان خود می نهيم؛ داستان «آرش» کمانگير را به فرزندان خود نمی آموزيم و کارتون آشيل يونانی (کسی که به بهترين شکل ممکن مورد هدف يک کماندار ماهر قرار گرفت) را برای فرزندانمان نمايش می دهيم؛ «رستم» خود را از ياد می بريم و حسين رضا زاده بهترين وزنه بردار جهان خود را هرکول می ناميم؛ تخت جمشيد، پاسارگاد، ميدان نقش جهان و ديگر آثار باستانی خود را به شماره های گوناگون در ميراث فرهنگی ثبت می کنيم و بدون بهره برداری صحيح و اصولی از آنها، زمينه ها و شرايط تورهای جهانگردی اروپايی و آسيايی را فراهم می سازيم تا آن آثار ملی مورد دستبرد ساخت و سازهای خجالت آور و تخريب قرار گيرد و ... .
