تبليغاتX
داریوش darioush - هويت مکتوم 3

شنبه بیست و دوم مرداد 1384

هويت مکتوم 3

از آنجا که محمد رضا شاه نزديکی به اسرائيل را يکی از اصول سياست خارجی خود قرار داده بود، حکومت جديد در جانب افراط نزديکی با اعراب را بر محور اسلام و وحدت مسلمانان شيعه و سنی اصل اول سياست خارجی خود قرار داد؛ اصلی که حتی برای يک لحظه نيز مورد استقبال و حتی توجه سلاطين و شيوخ عرب سنی قرار نگرفت و در مقابل، آنان با حمايت از صدام در جنگ عليه ايران به آن پاسخ دادند.

اکثريت دولتمردان ما برای تحقق اين هدف بر وجوه مشترک ميان ايرانيان و اعراب تأکيد کردند و اين تأکيد به همراه انکار هويت ملی در داخل باعث خاموشی هويت ايرانی در منطقه و کل جهان شد. هويتی که علی رغم وجود چند هزار ساله ديگر در جهان نمود و تبلوری ندارد و اين دستاورد عظيم تاريخی و فرهنگی در هويت عربی کشورهای منطقه ـ که با دلارهای نفتی و فکر عاقلانه تر مسئولان آن تبليغات گسترده ای برای خود به راه انداخته بودند ـ محو شد.

از اين پس بود که هويت ايرانی به عنوان نماد رقابت تاريخی دو فرهنگ (و حتی برتری عجم بر عرب در بسياری از ادوار تاريخی) از پندار مردم منطقه رخت بر بست و حتی با تقاضای عضويت ناظر ايران در اتحاديه عرب به کلی تحقير شد و بر توهم بسياری از مردم جهان که ايران را جزيی از اعراب می داند صحه ای دروغين گذاشت.

آری بسياری از جهانيان ما ايرانيان را عرب می دانند و متأسفانه بايد به آنان حق داد؛ زيرا ما از هويت ايرانی خود فيلم و سريالی نساخته ايم و به آنان نشان نداده ايم. از يک سو فيلم و سريالهای مهم و برجستة ما نه داستانهايی با تمايز ملی ايرانی؛ بلکه بيانگر هويتی عربی (اسلامی) است و از سوی ديگر حتی از هويت ايرانی ما هم اعراب فيلم و سريال می سازند (عمر خيام) و به خورد ما و همة جهانيان می دهند. وقتی که يک خارجی عمر خيام را به عنوان يک شاعر و عارف ايرانی می شناسد و به دنبال آن، فيلم آن را با نوشته ها و زبان عربی و هنرپيشه ها و کارگردان عربی می بيند، حق ندارد که فکر کند ايرانيان بخشی از اعرابند؟ مگر ملتی پيدا می شود که اين همه مفاخر داشته باشد؛ ولی فيلم آن را خودش نسازد و ملتی ديگر آن را بسازد؟

پاسخ اين که چنين چيزی واقعاً نادر است و دست کم برای بينندگان خارجی شبه ای مبنی بر احتمال تعلق دو سويه آن مفاخر به ايران و عرب ايجاد نمی کند.

راستی! چگونه می خواهيم جهانيان ايران را جدای از عرب و ايرانی را جدای از اعراب بدانند، در حالی که آرمانهای ما آرمانهايی عربی است. فيلمهايی که می سازيم و پخش می کنيم نام و مکان بسياری از شهرها و خيابانها و شبکه های تلويزيونی ماهواره ای و راديويی و ... ما عربی است.

مهم ترين پيآمد انکار هويت ملی در سطح منطقه ای را بايد در دهه 70 جستجو کرد که به خاطر تفکر عربی حاکم بر دولتمردان ما فرصت تاريخی جذب کشورهای آسيای ميانه و قفقاز بعد از فروپاشی شوروی از دست رفت.

... و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ... .

 

شما هم آنچه به نظرتان می آيد را در زير اين مقاله  بنويسيد.

نوشته شده توسط حسین داریوش در 4:14 |  لینک ثابت   •