تبليغاتX
Hosein Darioush : حسين داریوش - دهه فجر و مقايسه های نامربوط

پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1383

دهه فجر و مقايسه های نامربوط

به نام يزدان پاک

 

دهه فجر و مقايسه های نامربوط

 

الآن دهه پيروزی انقلاب اسلامی ايران است. نه دهه که سالگرد دهه. آن هم بيست و ششمين سالگرد تأسيس جمهوری اسلامی. با اين حال اکثريت قريب به اتفاق مسئولان از عادت سالهای اول بعد از پيروزی انقلاب دست برنداشتند و همچنان آمار و ارقام عملکرد امسال و بيست و شش  سال خود را با سالهای دوران شاهنشاهی مقايسه می کنند؛ غافل از اين که اين قياس به چند دليل باطل است:

 

۱.  رژيم شاه در سال 1357 سرنگون شد در حالی که الآن سال 1383 است؛ يعنی 26 سال بعد از آن، شرايط ملی، جهانی و اوضاع اقتصادی و صنعتی به کلی تغيير کرد و نمی توان دو دورة کاملاً جدا را با هم مقايسه کرد.

۲. مدت اصلاحات در دوران شاهنشاهی ايران با مدت بعد از پيروزی انقلاب يکسان نيست. آيا ده سال بعد هم می خواهيم بگوييم که در دورة شاه 20 سد در ايران ساخته شده بود و در جمهوری اسلامی 150 سد؟!

۳.  برنامه ها و پروژه های در دست اجرای زمان شاه با شرايط و برنامه های اين دوران قابل مقايسه نيست؛ مثلاً در آن دوران ايران از کره جنوبی جلوتر بود ولی الآن سه پله عقب است:

پله اول: کره سامسونگ و ال جی و ... می سازد.

پله دوم: مالزی مونتاژ می کند.

پله سوم: دوبی وارد می کند.

و ما می خريم.

          به بيانی واضح تر کره بعد از سقوط شاه فرصت پيشرفت ايران را نصيب خود ساخت؛ بعد از آن فرصتی بود که ما دست کم مونتاژ کننده محصولات شرکتهای بزرگ چند مليتی (بخوانيد سامسونگ و ال جی) باشيم که اين فرصت هم از دست ما رفت و مالزی آن را از آن خود ساخت؛ سپس فرصت ديگری بود که دست کم وارد کننده و توزيع کننده عمده آن محصولات در منطقه خاورميانه باشيم که اين فرصت را نيز نصيب امارات و دوبی کرديم و اين است که به وفور محصولات کره ای (که روزی آرزو داشتند سئول تهران شود) را با ضمانت نامه های عربی وارد کشور می کنيم.

۴.-  از اجرای برخی پروژه هايِ که در زمان شاه آغاز شده بود، عاجزيم؛ در حال حاضر آرزوی ما بهره برداری از نيروگاه اتمی بوشهر است که در زمان رژيم قبلی آغاز شده بود و يا فرودگاه بين المللی امام خمينی (ره) که بعد از سی سال با يک پرواز آزمايشی برای «دعوا بر سر لحاف ملا» به تعطيلی کشيده شد. تنها کاری که ما به سرعت خوبی توانستيم برای اين فرودگاه انجام دهيم «تغيير نام» آن بود (و البته فرصت ترانزيت هوايی را نيز به دبی داديم). همچنين پروژه آزادراه تهران شمال که سالهای ديگری بايد راکد بماند و شهروندان ايرانی در جاده های پرخطر هراز و چالوس به ته دره روند؛ چرا که عده ای درصدد ساخت شهرک و ويلا برای خود در حاشية آنند.

۵.  جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی را سرزنش می کنيم و برای مردمانی غصه می خوريم که در آن سال گرسنه بودند و می شد با هزينة جشنها شکم آنان را سير کرد ؛ در حالی که الآن هم مبالغ هنگفتی از بيت المال را صرف جشنهای پيروزی انقلاب می کنيم در حالی که ايرانيان بسياری شب را گرسنه می خوابند و عده ای هم خيابان خوابند.

۶.  مهمتر از همه اين که مگر آن رژيم رقيب اين رژيم است؛ يا اين که مشروعيت بخش به اين رژيم است که با مقايسه با آن، برای جانشين آن مشروعيت سازی شود. اگر آن رژيم طاغوتی بود، عملکرد آن چه کم و چه زياد جايی برای مقايسه نبايد داشته باشد. آيا اگر به فرض محال روزگاری آمار عملکردهای اين رژيم کمتر از رژيم شاهنشاهی بود، دليلی بر حقانيت و مشروعيت رژيم شاهنشاهی می شود؟!

 

خلاصه اين که:

          آمار و ارقام را بايد بدون بازگشت به سه دهه پيش، با توجه به شرايط جديد ملی، منطقه ای و جهانی و با توجه به حد مطلوب ارائه داد نه ميزان موفقيت رزيم قبلی. ضمناً تا زماني که تک تک آرمانها و وعده های انقلاب محقق نشده است و مادامی که يک ايرانی فقير وجود دارد انقلاب اسلامی پيروز نشده است.

نوشته شده توسط حسین داریوش در 1:58 |  لینک ثابت   •